دکتر پیمان دوستی

راهنمای روان‌شناختی برای والدین: حمایت از فرزندی با ویژگی‌های شخصیت مرزی

شناخت اختلال شخصیت مرزی (BPD)

اختلال شخصیت مرزی  یکی از اختلالات مربوط به تنظیم هیجان است. افراد مبتلا معمولاً:

  • نسبت به طرد یا بی‌توجهی بسیار حساس هستند.
  • هیجاناتشان به‌سرعت بالا می‌رود و دیر آرام می‌شوند.
  • از نظر درونی بین “دوست داشتن افراطی” و “متنفر بودن شدید” نوسان دارند.
  • رفتارهای تکانه‌ای دارند (مثل فریاد زدن، خودزنی، تهدید، ولخرجی، روابط پرخطر).

نویسنده: پاول میسون و رندی کریگر

خلاصه و ترجمه: دکتر نرگس حسینی نیا

. مهارت «اعتباربخشی هیجانی» (Emotional Validation)

یعنی احساس طرف مقابل را ببینی، بپذیری، و بدون قضاوت آن را بازتاب دهی—حتی اگر با آن موافق نیستی.

ساختار اعتباربخشی در ۳ گام:

۱. شنیدن بدون دفاع یا قطع کردن طرف مقابل

۲. بازتاب احساس با واژه‌های ساده

۳. تأیید اینکه این احساس در شرایط فعلی قابل فهم است

مثال بالینی:

فرزند می‌گوید: «همه ازم متنفرن. اصلاً نمی‌خوام زنده بمونم.»

پاسخ اعتباربخش: «می‌فهمم که الآن خیلی احساس تنهایی و ناامیدی می‌کنی. حتماً این روزها برات خیلی سخت گذشته.»

تمرین عملی:

در موقعیت تنش‌زا، این ۳ جمله را امتحان کنید:

  • «می‌فهمم برات چقدر سخته.»
  • «احساست برام قابل درکه، حتی اگر با رفتار الانت موافق نباشم.»
  • «می‌خوام کنارت باشم، حتی اگه بدونم نمی‌تونم همه چی رو درست کنم.»

۳. مرزبندی همدلانه (Empathic Boundaries)

مفهوم روان‌شناختی:

مرز یعنی “من تو رو دوست دارم، اما اجازه نمی‌دهم با تهدید یا خشونت بر من تأثیر بذاری”.

این مهارت هم همدلی دارد، هم قاطعیت.

فرمول مرزبندی:

احساس + رفتار من + نتیجه

مثال: «می‌فهمم که خیلی عصبانی هستی (احساس)، اما نمی‌تونم وقتی فریاد می‌زنی باهات صحبت کنم (رفتار من)، وقتی آروم شدی، حرف می‌زنیم (نتیجه).»

مثال بالینی:

فرزند می‌گوید: «اگه اجازه ندی الان برم بیرون، می‌رم خودمو می‌کشم.»

پاسخ مناسب:

«می‌دونم این موضوع چقدر برات مهمه، اما من نمی‌تونم تصمیم‌های خطرناک رو بپذیرم. اگه احساس خطر داری، لازمه با مشاور تماس بگیریم.»

۴. مثلث روابط ناسالم (قربانی – نجات‌دهنده – آزارگر)

مفهوم روان‌شناختی:

والدین اغلب در مثلثی به نام مثلث کارپمن گیر می‌افتند:

  • قربانی: احساس می‌کنید دائماً رنج می‌برید
  • نجات‌دهنده: همیشه دنبال حل مسئله و نجات دادن هستید
  • آزارگر: از کوره درمی‌روید و فرزند را مقصر می‌دانید

۵. چک‌لیست «راهبرد بحران» برای والدین

موقعیت بحرانیپاسخ مناسب والد
تهدید به خودزنی«می‌دونم که الان به شدت ناراحتی، اجازه بده با مشاور تماس بگیرم.»
فریاد و پرخاش«من فقط وقتی که با احترام صحبت ‌کنیم، در دسترسم.»
قطع ارتباط ناگهانی«هر وقت آماده بودی برگردی، من هستم. اما نمی‌تونم دنبالت بیام التماس کنم.»
درخواست‌های مالی غیرمنطقی«می‌فهمم الان احساس نیاز داری، ولی من مسئول کمک بی‌حد نیستم.»

پیشنهاد نهایی: مراقبت از خود = مراقبت از فرزند

اگر شما فرسوده، خسته و درمانده باشید، نمی‌تونید منبع آرامش باشید. برای همین، لازم است که:

  • زمانی برای خود داشته باشید
  • از حمایت حرفه‌ای بهره ببرید
  • احساس گناه و ناتوانی را بازبینی کنید

۱. تمرین شناخت واکنش‌های خودتان در بحران

در زمان بحران (مثلاً تهدید به خودزنی یا عصبانیت ناگهانی فرزند)، اولین فکر یا واکنش هیجانی خودتان را بررسی کنید.

موقعیتاولین فکر منپاسخ منپیامد آن
فرزندم گفت: “اگه نذاری برم، خودمو می‌کشم”وحشت کردم؛ حس گناه گرفتمسریع بهش اجازه دادم برهاحساس ضعف و کنترل‌پذیری کردم، اون هم دفعه بعد راحت‌تر تهدید کرد
شروع به فریاد زد و وسایل پرت کرد“باید یه جوری ساکتش کنم”سکوت کردم و اتاق رو ترک کردمبعد از چند دقیقه آروم شد، ولی باهام قهر کرد

بازبینی:

  • در کدام موقعیت‌ها واکنش من از ترس یا احساس گناه بود؟
  • آیا می‌تونم پاسخ‌های مؤثرتر و پایدارتر طراحی کنم؟

۲. تمرین مهارت «اعتباربخشی هیجانی»

سه جمله از فرزندتان را بنویسید و سعی کنید پاسخ‌های اعتباربخش بنویسید.

حرف فرزندپاسخ من (قبل از آموزش)پاسخ اعتباربخش
“تو منو نمی‌فهمی، هیچ‌کس منو نمی‌فهمه”“این‌قدر منفی نباش!”“می‌فهمم حس می‌کنی کسی نمی‌تونه درکت کنه. واقعاً احساس تنهایی اذیتت می‌کنه، نه؟”
“همه دوستم رو ترک کردن، چون من افتضاحم”“نه بابا، این‌طور نیست، حساس شدی”“احساس می‌کنی دیگه کسی کنارت نیست، و این باعث می‌شه فکر کنی تقصیر توئه. حتماً خیلی ناراحت و خسته‌ای.”

۳. تمرین طراحی پاسخ‌های مرزبندانه

در موقعیت‌هایی که با تهدید یا فریاد مواجه هستید، یک پاسخ مرزبندانه اما همدلانه طراحی کنید.

موقعیتپاسخ پیشنهادی
تهدید به خودزنی«می‌دونم الان خیلی ناراحتی، ولی تهدید به خودکشی برای من نشون‌دهنده‌ی اینه که باید با مشاور تماس بگیریم. نمی‌تونم وانمود کنم این حرفا عادیه.»
فریاد و فحاشی«می‌فهمم که عصبانی هستی، ولی تا وقتی با احترام حرف نزنیم، ادامه نمی‌دم. وقتی آروم شدی، با هم حرف می‌زنیم.»
درخواست پول برای خرید بی‌منطق«دوست دارم کمکت کنم، اما نمی‌تونم برای چیزی که برات ضرر داره پول بدم. این از سر بی‌علاقگی نیست، از سر مسئولیته.»

۴. تمرین تشخیص نقش‌ها در مثلث روابط (کارپمن)

سه موقعیت تنش را یادداشت و نقش خودتان را مشخص کنید. سپس بررسی کنید چگونه می‌توانستید خارج شوید.

موقعیتنقش منراه خروج پیشنهادی
فرزند تهدید کرد خودش را می‌کشه، من سریع رفتم سراغش و گریه کردمنجات‌دهندهتماس با درمانگر و گفتن «کمک گرفتن از متخصص بهتر از تنها جنگیدنه»
وقتی شروع به فحاشی کرد، من هم با خشونت جواب دادمآزارگرفاصله گرفتن موقت، تنفس عمیق و گفتن «الان آماده شنیدن نیستم»
همه کارهای روزمره‌اش را من انجام دادم چون گفته بود افسردستنجات‌دهندههمراهی در برنامه‌ریزی برای استقلال، نه انجام همه کارها به‌جای او

۵. ابزار «کارت مداخله در بحران» برای خانواده‌ها

اگر… فرزند تهدید به آسیب به خود کرد:

  • نفس عمیق بکشید (خودتنظیمی والد)
  • بگویید: «تو مهمی برام، اما این حرفت خیلی نگران‌کننده‌ست. لازمه با مشاور تماس بگیریم.»
  • شماره درمانگر / مرکز اورژانس روان: [پر شود توسط خانواده]

اگر… شروع به فریاد و شکستن وسایل کرد:

  • به‌آرامی فاصله بگیرید.
  • بگویید: «من فقط وقتی با احترام حرف بزنیم در دسترسم.»

اگر… شما احساس فرسودگی شدید کردید:

  • ۲۰ دقیقه زمان برای خودتان بگیرید
  • بنویسید چه احساسی دارید
  • اگر لازم بود، با درمانگر خود تماس بگیرید

بررسی و توصیف ذهنیت قربانی در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی

اختلال شخصیت مرزی (BPD) یک وضعیت روانی شایع در محیط‌های بالینی و عمومی است. به نظر می‌رسد بخش قابل توجهی از افراد مبتلا به BPD ذهنیت قربانی را در طول سال‌های زندگی خود به همراه دارند. بنابراین، این مطالعه با هدف بررسی و توصیف ذهنیت قربانی در افراد مبتلا به BPD انجام شد. این پژوهش از روش کیفی به شیوه تحلیل محتوا استفاده کرد. اطلاعات به دست آمده سازماندهی و سپس داده‌های جمع آوری شده طبقه بندی شدند. یافته‌ها نشان داد که ذهنیت قربانی در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در ۵ دسته قرار می گیرد که با ۱۲ حالت و ۳۰ شاخص توصیف می شود.

۵ دسته به دست آمده شامل موارد زیر است:

 ۱) عدم مسئولیت پذیری:

مانند سرزنش شرایط بیرونی، عدم پذیرش مسئولیت پیامدهای اعمال و انتخاب های خود و احساس مظلومیت و مورد بی عدالتی قرار گرفتن

۲) باور به شکست خورده بودن در زندگی:

مانند انجام ندادن تلاش کافی برای بهبود وضعیت و بی اهمیت دانستن دستاوردها

۳) سرزنش دیگران و ایجاد احساس گناه در آنها:

مانند توقعات بالا از دیگران داشتن، مداوم احساس مورد حمله یا انتقاد قرار گرفتن و بیان اینکه هیچ کس مرا نمی فهمد

۴) احساس تنهایی مزمن:

مانند بیان اینکه هیچکس من را نمی خواهد و یا بیان اینکه هیچ کس به من کمک نکرده و حمایت نمی کند

5) احساس مزمن مورد سوء استفاده قرار گرفتن:

مانند بیان اینکه در بیشتر روابطم، دیگران از من سوء استفاده می کنند یا بیان اینکه دیگران تا زمانی که به من نیاز دارند مرا می خواهند.

از تجزیه و تحلیل داده‌های این تحقیق می‌توان نتیجه گرفت که داشتن ذهنیت قربانی نقش آفرینی نیست، بلکه فرد مبتلا به BPD عمیقاً به آن اعتقاد دارد و این می تواند شبیه به طرحواره‌ای در مورد من قربانی هستم باشد.

ارجاع به این مقاله:

Dousti, Peyman., Hosseininia, Narges. (2025). Examining and Describing the Victim Mentality in People with Borderline Personality Disorder. Recent Innovations in Psychology. 2(1), 26-32. 10.22034/rip.2024.459160.1035

دانلود این مقاله

دو نیم سازی: اگر اختلال شخصیت مرزی را تجربه می‌کنید، چگونه می‌دانید که دو‌نیم سازی انجام شده، یا به پایان رسیده است؟ در این روند چه احساسی دارید؟

دو نیم سازی اصطلاحی است که در روانپزشکی و روانشناسی (خصوصا برای افراد دارای اختلال شخصیت مرزی) برای توصیف ناتوانی در نگه داشتن افکار، احساسات یا باورهای مخالف استفاده می شود. برخی ممکن است بگویند که فردی که دو نیم سازی می‌کند دنیا را سیاه یا سفید می‌بیند – همه یا هیچ. دو نیم سازی یک شیوه تفکر تحریف شده است.

گردآوری، ترجمه و خلاصه: دکتر پیمان دوستی

ممکن است در تفکر دو نیم سازی، یک نفر را یکپارچه خوب یا یکپارچه بد ببینیم. ممکن است در مواردی آرمانی سازی انجام دهیم و در مواردی همان موضوع را بی ارزش سازی کنیم.

ممکن است در مواقعی نسبت به افراد مهم زندگی مان احساس هایی مملو از عشق داشته باشیم و در مواقعی سرشار از خشم باشیم به شیوه ای که ما در دو سر بردار هستیم.

در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD)، دو نیم سازی به عنوان یک مکانیسم دفاعی در نظر گرفته می‌شود که بوسیله آن افراد مبتلا به BPD دیگران، رویدادها یا حتی خودشان را به صورت همه یا هیچ (یکپارچه خوب یا یکپارچه بد) مشاهده می‌کنند.

[cycloneslider id=”3″]

دو نیم سازی به آنها اجازه می‌دهد تا به راحتی چیزهایی را که به عنوان “بد” تعیین کرده‌اند کنار بگذارند و پذیرفتن چیزهایی که آنها را “خوب” می دانند، حتی اگر آن چیزها مضر یا خطرناک باشند.

دو‌نیم سازی (Splitting) یک پاسخ دفاعی است. دلیل تأکید من بر این موضوع جلب همدردی نیست. توضیح این موضوع است که به عنوان یک واکنش دفاعی، واکنش‌های بیولوژیکی وجود دارد؛ همانطور که اگر از خود در برابر یک شکارچی دفاع می کردید چنین واکنش‌هایی وجود داشت.

بنابراین، در طول دو نیم سازی (Splitting)، بدن شما به معنای واقعی کلمه مملو از مواد شیمیایی است. آدرنالین. گلوکز. کورتیزول

درست همانطور که پاسخ‌های دفاعی قصد داشتند به شما در مبارزه با شکارچی‌ها در طول رویداد آسیب زا اولیه کمک کنند، دو نیم سازی هم فقط یک بازسازی از شرایط است.

در حافظه عادی، هیپوکامپ از کل یک رویداد عکس فوری می گیرد و سپس روی آن مهر زمانی می گذارد. وقتی این رویدادها بازیابی می شوند، به طور کامل و به عنوان خاطرات بازیابی می شوند.

[cycloneslider id=”3″]

در طول یک رویداد آسیب زا، اوضاع کمی متفاوت‌تر از حافظه عادی است و هیپوکامپ فقط یک عکس فوری از جزئیات مهم می گیرد. ترسی که احساس کردید، غرغر شکارچی و مهر زمانی بر آن نمی گذارد. 

بنابراین، هنگامی که این رویدادها بازیابی می شوند، فقط جزئیات مربوط به بخش هایی که ذهن شما فکر می کند باید برای دفعه بعد به خاطر بسپارید بازیابی می شوند. در این شرایط، آنها به عنوان رویدادهای جاری بازیابی می شوند یعنی چیزهایی که الان اتفاق می افتد نه چیزهایی که در گذشته اتفاق افتاده است.

بنابراین، شما یک حالت چهره‌ای در چهره پدرتان یا دوستتان می‌بینید و متوجه نمی شوید که ترسی که احساس می کنید مربوط به یک رویداد گذشته است. تنها چیزی که متوجه می شوید این است که یک حالت چهره‌ای با ترس مساوی است.

بنابراین، دو‌ نیم سازی کاری است که شما انجام می دهید. احساس می کنید تهدید از بین رفته است و می توانید نفس بکشید. ضربان قلب‌تان کند می شود و شروع به آرامش می کنید.

این یک احساس آرامش است. چیزی که از نظر شیمیایی اتفاق می افتد این است که سیل کورتیزول متوقف شده است. سیستم عصبی پاراسمپاتیک وارد شده و پاسخ استرس متوقف شده است. آن شخص دیگر درنده به نظر نمی رسد.

این موضوع باعث می شود که درباره کاری که انجام داده اید تجدید نظر کنید، از کار خود پشیمان شوید و بسیار عذرخواهی کنید. حتی اگر طرف مقابل تا حدی مقصر بوده باشد، مسئولیت سهم خود را بر عهده می‌گیرید و بابت نقش‌تان در نقض، عذرخواهی می‌کنید.

اگر این رابطه‌ای باشد که عمیقاً برایتان ارزش داشته باشد، پشیمان خواهید شد، مخصوصاً اگر طرف مقابل اجازه ندهد خودتان را توضیح دهید. 

[cycloneslider id=”3″]

این کار ممکن است برای تمان زندگی‌تان تکرار شود و این موضوع بدون توجه به اینکه مقصر کیست اتفاق می افتد. اگر این رابطه ای باشد که عمیقاً برای‌تان ارزش دارد، حتی اگر طرف مقابل تقریباً به طور کامل مقصر باشد، عمیقاً از نقش خود در آن پشیمان می‌شوید.

ناتوانی در ایجاد بهبود رابطه، احساس بدی خواهد داشت و ممکن است بگویید ای کاش این اتفاق نمی افتاد. احتمالاً وقتی به آن فکر می کنید احساس گناه خواهید کرد. 

این موضوع برای اکثریت قریب به اتفاق مردم صدق می کند. به عنوان یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی BPD، بیشتر فکر می کنید همه چیز تقصیر شما است. حتی وقتی تقصیر کوچکی دارید.

پیامدهای اختلال شخصیت مرزی: روابط عاطفی و عاشقانه

به طور کلی شخصیت به معنی ویژگی‌های نسبتا پایداری در فرد است. معنی نسبتا پایدار چنین است که ویژگی‌های شخصیتی نه آنقدر به سرعت تغییر می‌کنند و نه تا همیشه پایدار هستند. اختلال شخصیت به این معنی است که این ویژگی‌های نسبتا پایدار فرد، چالش‌های مختلفی در زندگی فرد و اطرافیانش ایجاد می‌کند. اختلال شخصیت مرزی، یکی از انواع اختلالات شخصیت است. این اختلال به ندرت به تنهایی در فرد وجود دارد و در اکثر مواقع همراه با این اختلال، نشانه‌هایی از اختلال دوقطبی، افسردگی، اضطرابی و … در فرد وجود دارد.

گردآوری و ترجمه: دکتر پیمان دوستی

اختلال شخصیت مرزی بر افکار، احساسات و رفتارهای افراد تأثیر می‌گذارد و مقابله با مشکلاتی را که در عرصه‌های مختلف زندگی با آن مواجه می شوند را دشوار می‌کند. همه ما دیدگاه منحصر به فردی نسبت به جهان داریم، اما افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) دیدگاهی تحریف شده نسبت به خود و محیط اطراف خود دارند.

افراد دارای اختلال شخصیت مرزی احساسات شدیدی را تجربه می‌کنند و خشم و از کوره در رفتن ویژگی بارزی از این اختلال است. معمولا افراد دارای اختلال شخصیت مرزی، به سرعت از رفتار خشم خود پشیمان می‌شوند و احساس گناه به سراغ آنها می‌آید. بر اساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM)، مجموعه ۹ نشانه وجود دارد که تعریف کننده اختلال شخصیت مرزی هستند و برای اینکه بتوانیم بیان کنیم فردی اختلال شخصیت مرزی دارد یا نه، باید حداقل ۵ نشانه از این ۹ نشانه در فرد وجود داشته باشد.

این اختلال، در جوامع بالینی و عمومی، بسیار شایع است و از لحاظ آماری، بیشتر افراد دارای اختلال شخصیت مرزی را زنان تشکیل می‌دهند.

بدون درمان مؤثر یا حمایت درمانی، این مسائل می توانند تأثیرات گسترده ای بر زندگی فرد داشته باشند. برخی از پیامدهای زندگی با اختلال شخصیت مرزی (اگر حمایت درمانی دریافت نشود):

عمدتا بی ثباتی در زمینه‌های مختلف زندگی مانند تغییر در دیدگاه‌ها، برنامه‌ها و …

بی ثباتی می‌تواند به شکل نصفه رها کردن فعالیت‌ها نمایان شود

در ایجاد و حفظ روابط سالم مشکل دارند (یا روابط بی ثبات)

روابط عاطفی بی ثبات یا چالش‌های زیاد زناشویی یا در رابطه عاطفی (گاها منجر به جدایی یا طلاق می‌شود)

احتمالا وجود رابطه‌های جنسی نسنجیده، تکانه‌ای، خارج از چهارچوب ارتباط و …

از دست دادن اعتماد به نفس

احساس پوچی مزمن

نوسانات خلقی خصوصا بین غم و اضطراب و خشم

خشم زیاد یا به سرعت از کوره در رفتن یا خشمگین شدن

احساس‌های دوگانه داشتن (معمولا بین خشم و دوست داشتن) خصوصا به افراد مهم زندگی

ترک تحصیل یا تغییر گزینه‌های درسی (بی ثباتی)

مشکلات حقوقی و یا شکایت

اخراج شدن و یا (تغییر شغل مکرر/ بی ثباتی)

الکلیسم و ​​سوء مصرف مواد

خودآزاری مزمن/ یا افکار خودکشی

احتمال بستری شدن در بیمارستان به خاطر افکار یا رفتار خود آسیب رسان یا خودکشی

[cycloneslider id=”3″]

مشکلات جدی در روابط عاشقانه افراد دارای اختلال شخصیت مرزی

اثرات اختلال شخصیت مرزی به طور اجتناب ناپذیری در روابط عاشقانه فرد قابل مشاهده است. افرادی که از اختلال شخصیت مرزی رنج می برند ممکن است ترس شدیدی از رها شدن داشته باشند. به دلیل این ترس ها می توانند دائماً از فردی که با او در ارتباط هستند جاسوسی کنند و هر رفتاری را به رها شدن، نادیده گرفته شدن یا کنار گذاشته شدن و یا بی توجهی تعبیر کنند.

احساس ناامنی شدید و ترس می‌تواند سازش را دشوار کند و باعث نوسان در رابطه شود. این افراد در حالی که از رها شدن می ترسند، ممکن است غرق شوند و از نزدیک شدن به شریک زندگی خود امتناع کنند. در نهایت، افراد دارای اختلال شخصیت مرزی ممکن است یک رابطه شدید و متضاد بین خواسته های عشق و توجه و رفتارهای گوشه گیری و انزوا در نوسان باشد.

علاوه بر این، برخی از علائم این اختلال می تواند تأثیر غیرمستقیم بر روابط داشته باشد. به عنوان مثال، خریدهای ناگهانی یا یک دعوای غیرقابل کنترل، می تواند بر بسیاری از اعضای خانواده تأثیر بگذارد.

دریافت کمک حرفه ای بهترین راه برای حفظ رابطه با فردی است که BPD دارد و در حین انجام این کار از سلامت روانی هر دو طرف محافظت می کند. زوج درمانی، علاوه بر درمان فردی، می تواند به حفظ رابطه کمک کند.

[cycloneslider id=”3″]

حمایت روانشناختی برای اختلال شخصیت مرزی

از آنجایی که اختلالات شخصیت ماهیتی مزمن، گسترده و سفت و سخت دارند، می توان با تعیین اهداف خاص با روان درمانی پیشرفت کرد. این اهداف ممکن است شامل کاهش پریشانی فرد و تغییر رفتارهایی باشد که باعث اختلال در زندگی روزمره می شود.

از سوی دیگر، افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، می توانند تکانشگری و بی ثباتی عاطفی خود را از روابط بین فردی خود وارد محیط درمانی کنند. در طول درمان، آنها ممکن است بیش از حد واکنش پذیر شوند و احساس کنند دچار شکست شد‌ه‌اند.

علاوه بر این، مانند سایر اختلالات شخصیت، روش‌های روان‌درمانی برای اختلال شخصیت مرزی باید بر اساس رفتار و علائم فردی که به دنبال کمک روان‌شناختی است، اصلاح شود، زیرا برخی از روش‌های موجود در طیف سنتی روان‌درمانی فردی می‌توانند علائم اختلال شخصیت مرزی را بدتر کنند.

بیشتر مردم، چه چیزهایی را در مورد اختلال شخصیت مرزی نمی دانند؟

فردی در اپلیکیشن Quora این سوال را پرسیده بود که بیشتر مردم، چه چیزهایی را در مورد اختلال شخصیت مرزی (BPD) نمی دانند؟ یکی از پاسخ‌ها متعلق به فردی بود که خودش تشخیص BPD گرفته بود. به نظر من (پیمان دوستی) پاسخِ داده شده به سوال توسط این شخص، ارزش باز نشر و آگاه سازی مردم در خصوص اختلال شخصیت را دارد.

 در اینجا لیستی از چیزهایی که اکثر مردم در مورد اختلال شخصیت مرزی (BPD) نمی دانند را بیان می‌کنم:

۱) آنها نمی‌خواهند عمداً به دیگران آسیب عاطفی وارد کنند (تصمیم‌های ناگهانی آنها و رفتارهای گاها پریشان عاطفی، اغلب غیر عمدی است)

۲) حتی اگر اختلال شخصیت مرزی (BPD) درمان نشود، آنها می‌توانند محبت و مراقبت داشته باشند و از بودن در کنارشان لذت ببرید.

۳) آنها می‌توانند با دیگران بسیار همدل باشند.

۴) اختلال شخصیت مرزی در طیفی از شدت از خفیف تا متوسط ​​و شدید وجود دارد.

۵) ممکن است علائم مختلفی از BPD وجود داشته باشد و حتی اگر علائم مشابهی باشد، ممکن است در برخی از افراد شدیدتر از دیگران ظاهر شوند.

۶) اختلال شخصیت مرزی بسیار پیچیده است، پس افراد آن را متفاوت تجربه می کنند.

۷) ممکن است فرد دارای اختلال شخصیت مرزی ویژگی های منفی مختلفی داشته باشد، با این حال، ویژگی‌های مثبتی هم وجود دارد. یکی این است که بیشتر آنها دوست دارند افراد زندگی شان شاد باشند و وقتی می بینند افراد نزدیکشان در حال مبارزه با چیزی هستند، می توانند غمگین شوند و در صدد مراقبت برآیند.

۸) افراد، خیلی بیشتر از اختلال خود هستند. اختلال هویت افراد را تشکیل نمی‌دهد. BPD تنها بخشی از آن چیزی است که آنها هستند. آنها BPD را به دلیل اتفاقاتی که برایشان رخ داده است توسعه داده‌اند و نه به طور عمدی به خاطر خودشان.

۹) آنها می‌توانند والدین خوبی باشند و فرزندانی را سالم و با محبت تربیت کنند.

۱۰) بسیاری از آنها قادر به داشتن شغل پایدار یا موفقیت در مدرسه و دانشگاه هستند.

۱۱) اختلال شخصیت مرزی قابل درمان است، اما قابل درمان نیست. معنی این جمله این است که درمان های مبتنی بر شواهد برای BPD وجود دارد که میزان موفقیت بالایی دارند. با این حال، حتی پس از درمان، برخی از علائم به احتمال زیاد باقی خواهند ماند، هرچند با فراوانی کمتر و شدت کمتر. 

۱۲) حتی پس از درمان، ممکن است عود را تجربه کنند که در آن علائم یک بار دیگر شدید می‌شود. این موضوع ممکن است در زمان استرس مزمن و یا عدم رعایت سبک زندگی مناسب اتفاق بیفتد.

۱۳) افراد دارای اختلال شخصیت مرزی (BPD)، هیولا نیستند، بلکه اختلالی دارند که بر نحوه تفکر و رفتارشان تأثیر می گذارد و باعث می شود کارهایی انجام دهند که ممکن است از آنها احساس شرمندگی کنند.

۱۴) بسیاری از اعمال آنها، مانند دو نیم سازی به خوب و بد مطلق، در سطح ناخودآگاه انجام می شود، به این معنی که آنها حتی از انجام آن آگاه نیستند.

۱۵)در پایان، آنها چیزی را می‌خواهند که تقریباً همه می‌خواهند و آن هم رضایت، احترام، و دوست داشتن و مراقبت است.

پوزخند شخصیت مرزی

پوزخند شخصیت مرزی (Borderline Personality Smirk) یک حالت چهره‌ای است که اغلب با افرادی مرتبط است که ویژگی های اختلال شخصیت مرزی (BPD) را نشان می‌دهند.

گرد آوری و ترجمه: دکتر پیمان دوستی

مشخصه پوزخند شخصیت مرزی، یک پوزخند ظریف و در عین حال متمایز است که از خود راضی یا متکبرانه به نظر می‌رسد و با نشانه‌ای از غم و اندوه یا آسیب پذیری ترکیب شده است. این حالت اغلب به عنوان ترکیبی از پوزخند و تمسخر توصیف می شود که با پیچ خوردن ظریف لب‌ها و ابروهای بالا رفته مشخص می‌شود. اعتقاد بر این است که این حالت چهره‌ای، حس برتری یا تحقیر نسبت به دیگران را منتقل می کند.

اصطلاح “پوزخند شخصیت مرزی (BPS)”، یک اصطلاح شناخته شده یا یک اصطلاح بالینی تعریف شده نیست. به نظر می رسد که این واژه، از مشاهدات و بحث‌های حکایتی در جوامع آنلاین، به جای تحقیقات تجربی یا ادبیات حرفه‌ای، پدید آمده است.

[cycloneslider id=”3″]

توجه به این نکته مهم است که اختلال شخصیت مرزی (BPD) یک وضعیت پیچیده سلامت روان است و پوزخند تنها یک جنبه از آن است. معنای پشت پوزخند شخصیت مرزی بسته به زمینه و فرد می تواند متفاوت باشد. در اینجا چند تفسیر احتمالی وجود دارد:

۱) مکانیسم دفاعی: پوزخند ممکن است به عنوان یک مکانیسم دفاعی برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD)عمل کند و به آنها اجازه می دهد احساسات واقعی خود را پنهان کنند و از خود در برابر تهدیدها یا آسیب پذیری‌های درک شده محافظت کنند.

۲) دستکاری: پوزخند می تواند ابزاری برای دستکاری باشد، زیرا افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) ممکن است از آن برای به دست آوردن کنترل یا قدرت در روابط بین فردی استفاده کنند. این کار می تواند راهی برای اعمال سلطه یا برانگیختن واکنش دیگران باشد.

۳) بی ثباتی عاطفی: ترکیبی از خودخوری و غم و اندوه زمینه ای یا آسیب پذیری در پوزخند ممکن است نشان دهنده‌ی بی ثباتی عاطفی که مشخصه اختلال شخصیت مرزی (BPD) است، باشد. این کار می تواند جلوه‌ای از احساسات متضاد تجربه شده توسط افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) باشد.

۴) محافظت از خود: پوزخند ممکن است راهی برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) باشد تا از خود در برابر طرد شدن یا رها شدن بالقوه محافظت کنند. این کار می تواند یک مکانیسم دفاعی برای پنهان کردن ناامنی‌های آنها و حفظ حس کنترل باشد.

ضروری است که با احتیاط به این موضوع بپردازیم و از کلی گویی پرهیز کنیم. در حالی که برخی از افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) ممکن است این حالت چهره را نشان دهند، بسیار مهم است که همه افراد دارای این وضعیت را، فرد دارای اختلال شخصیت مرزی (BPD) توصیف نکنیم. اختلال شخصیت مرزی (BPD) یک اختلال پیچیده است که در هر فردی به طور متفاوتی ظاهر می شود و در نظر گرفتن طیف کامل علائم و تجربیات مرتبط با این اختلال ضروری است.

[cycloneslider id=”3″]

توجه کنید که پوزخند شخصیت مرزی یک معیار تشخیصی برای اختلال شخصیت مرزی (BPD) نیست، بلکه مشاهداتی است که در برخی از افراد مبتلا به این اختلال انجام شده است. این فقط یک جنبه از ماهیت پیچیده و چند وجهی اختلال شخصیت مرزی (BPD) است.

در خاتمه، در حالی که اصطلاح “لبخند شخصیتی مرزی” ممکن است در برخی از جوامع آنلاین به رسمیت شناخته شده باشد، باید با احتیاط به آن پرداخت. مهم است که به یاد داشته باشید که اختلال شخصیت مرزی (BPD) یک وضعیت پیچیده سلامت روان است که نمی توان آن را به یک حالت چهره تقلیل داد. برای تشخیص و درمان دقیق از متخصص کمک بگیرید.

حمایت های روانشناختی: وقتی که اختلال شخصیت مرزی داریم

از آنجایی که اختلالات شخصیت (مانند اختلال شخصیت مرزی/ BPD) ماهیتی مزمن، گسترده و سفت و سخت دارند، می توان طی روان درمانی و با تعیین اهداف خاص، در زمینه مورد هدف و به تدریج پیشرفت کرد. این اهداف ممکن است شامل کاهش پریشانی فرد و تغییر رفتارهایی باشد که باعث اختلال در زندگی روزمره می شود.

ترجمه و خلاصه: دکتر پیمان دوستی

از سوی دیگر، افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، ممکن است تکانشگری و بی ثباتی عاطفی خود را از روابط بین فردی خود با دیگران، وارد محیط درمانی خود با درمانگرشان کنند. در طول درمان، آنها ممکن است همانطور که در دنیای واقعی ممکن است بیش از حد واکنش پذیر باشند، با درمانگر خود نیز به همین شکل برخورد کنند.

علاوه بر این، مانند سایر اختلالات شخصیت، روش‌های روان‌درمانی برای اختلال شخصیت مرزی باید بر اساس رفتار و علائم هر فرد، شخصی سازی شود و درمانگر به جای استفاده از طیف های سنتی روان درمانی، با توجه به نیاز خاص مراجع و بر اساس علایم و رفتار او، تمرین هایی را ارایه دهد.

برخی از انواع روش ها و درمان هایی که برای اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder) دارای حمایت پژوهشی می باشند شامل:

رفتار درمانی دیالکتیک (ِDBT)، طرحواره درمانی (Schema Therapy)، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، درمان انتقال محور (Transference-Focused Therapy) و درمان مبتنی بر ذهنیت می باشند.

به عنوان یک جمع بندی می توان گفت، اگرچه اختلال شخصیت مرزی یک وضعیت روانشناختی طولانی مدت (برای برخی افراد همیشگی) است که به دلیل تکانشگری، هیجانات و رفتارهای غیرقابل کنترل بر تمام جنبه های زندگی، به ویژه روابط بین فردی تأثیر منفی می گذارد، اما می توان با روان درمانی، روش های مقابله ای کاربردی تر و تغییرات رفتاری مختلف، زندگی را برای خود آسان کرد.

چارت تصویری اختلال شخصیت مرزی

اختلال شخصیت مرزی (BPD)، اختلالی است که از اواخر دوره نوجوانی شروع می شود و با برخی نشانه ها مشخص می شود.

پروسه‌ی روان درمانی به افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) کمک می‌کند تا بتوانند خود کنترلی بیشتر بر روی خود و رفتارهای ناسازگار خود داشته باشند. از سوی دیگر روان درمانی به افراد روش‌هایی برای تنظیم خلق و هیجان آموزش می‌دهد.

نویسنده: دکتر پیمان دوستی

یافته‌های پژوهشی بسیار خوبی درخصوص درمان اثربخش اختلال شخصیت مرزی با درمان‌های پذیرش و تعهد (ACT)، شفقت (CFT) و طرحواره درمانی (ST) وجود دارد. یافته‌ها حاکی از آن است که یک پروسه حدودا ۲ ساله روان درمانی، برای مهار نشانه‌های اختلال شخصیت مرزی مفید است.

با این حال، بسیاری از افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD)، همانطور که در بسیاری از کارها بی ثبات هستند، در دنبال کردن روان‌درمانی هم بی ثبات هستند و این موضوع منجر به شکست آنها می‌شود.

همچنین آنچه ما به عنوان دو نیم سازی (آرمانی سازی- بی ارزش سازی) می‌شناسیم، در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بسیار شایع است که این امر می‌تواند همین حس دو گانه را به درمانگر نیز ایجاد کند و باعث شود مراجع یک روز درمانگر خود را ناجی خود بداند و یک روز از او کاملا ناامید شود. پیشنهاد می‌شود در چنین شرایطی، موضوع را با درمانگر خود مطرح کنید.

[cycloneslider id=”3″]

.

در چارت تصویری زیر برخی نشانه‌های اختلال شخصیت مرزی آورده شده است.

چنانچه فرد برخی نشانه های موجود در این چارت را نشان دهد، احتمال دارد که در حال تجربه اختلال شخصیت مرزی باشد و پیشنهاد می شود با یک متخصص سلامت روان مشورت کند.

چگونه در یک رابطه عاشقانه، با فرد دچار اختلال شخصیت مرزی رفتار کنیم؟

روابط عاشقانه چالش های منحصر به فردی را برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) و شرکای آنها ایجاد می کند. درگیر شدن با چنین شرایطی با صبر و درک صحیح؛ کلیدی برای به نتیجه رسیدن چنین رابطه ای است.

مترجم: محمد جواد خدادادی
منبع: https://healthmatch.io

BPD با تکانشگری و بی ثباتی عاطفی مشخص می شود. به عنوان مثال، یک فرد مبتلا به BPD می تواند یک دقیقه دوست داشتنی و مهربان باشد و دقیقه بعد سرد و گوشه گیر باشد. شریک زندگی باید بسیار حمایت کننده و درک کننده باشد تا بتواند در برابر این تغییرات سریع و غیرقابل پیش بینی خلق و خوی مقاومت کند.
با حمایت و درمان مناسب، افراد مبتلا به BPD می توانند روابط عاشقانه عادی و پایدار داشته باشند. این مقاله اختلال شخصیت مرزی، تأثیر آن بر روابط و اینکه چگونه می توانید اطمینان حاصل کنید که BPD به رابطه شما پایان نمی دهد، توضیح می دهد.

[cycloneslider id=”3″]

اختلال شخصیت مرزی (BPD) یک وضعیت سلامت روان است که بر نحوه برخورد فرد با احساسات و تعاملات روزمره خود با دیگران تأثیر می گذارد.
آنها ممکن است دوره‌هایی را پشت سر بگذارند که در آن عصبانیت یا افسردگی شدید را تجربه می‌کنند، و این دوره‌ها می‌تواند چندین ساعت یا حتی چند روز طول بکشد تا زمانی که به حالت اولیه عاطفی بازگردند.
افراد مبتلا به BPD معمولاً احساسات را شدیدتر از دیگران و اغلب برای مدت طولانی تری تجربه می کنند. این برای احساسات مثبت و همچنین منفی صدق می کند.
افراد مبتلا به این عارضه ممکن است زندگی روزمره را چالش برانگیز بدانند، چه در بیرون از منزل باشند، چه در محل کار یا در تعامل با دیگران. آنها ممکن است بیشتر در معرض خطر سلامت جسمانی ضعیف، دعوا کردن، آسیب رساندن به خود یا حتی خودکشی باشند.

در اینجا برخی از رایج ترین علائم و نشانه های BPD آورده شده است:
• نوسانات خلقی
• احساس ناپایدار از خود
• احساسات افراطی
• ترس از رها شدن
• رفتار تکانشی و خطرناک
• خود آزاری
• افکار و تهدیدهای خودکشی
• احساس پوچی
• طغیان عصبانیت
• وسواس
• مشکل با اعتماد
• جدایی (احساس جدا شدن از خود)

در اینجا برخی از رایج ترین علائم و نشانه های BPD آورده شده است:
• نوسانات خلقی
• احساس ناپایدار از خود
• احساسات افراطی
• ترس از رها شدن
• رفتار تکانشی و خطرناک
• خود آزاری
• افکار و تهدیدهای خودکشی
• احساس پوچی
• طغیان عصبانیت
• وسواس
• مشکل با اعتماد
• جدایی (احساس جدا شدن از خود)

علل BPD

هیچ دلیل واحدی وجود ندارد که چرا فردی ممکن است BPD داشته باشد، اما تحقیقات نشان می دهد که برخی از عوامل می توانند خطر ابتلا به این بیماری را افزایش دهند. با این حال، توجه به این نکته مهم است که برخی از مبتلایان به BPD هیچ یک از خطرات ذکر شده در زیر را ندارند.
• سابقه خانوادگی: اگر یکی از اعضای نزدیک خانواده (مخصوصاً والدین) مبتلا به BPD باشد، خطر ابتلا به این عارضه در شما بیشتر است.
• عوامل عصبی: تجربه تغییرات عملکردی و ساختاری در مغز، به ویژه در مناطقی که احساسات و تکانه ها را کنترل می کنند، می تواند شما را در معرض خطر ابتلا به BPD قرار دهد. با این حال، اینکه آیا این تغییرات عصبی یک عامل خطر هستند یا ناشی از خود اختلال هستند، هنوز مشخص نیست.
• یک پس زمینه دشوار: احتمال ابتلا به BPD در افراد با سابقه بد، آسیب زا، خشونت آمیز یا ناپایدار بیشتر است.

تاثیر اختلال شخصیت مرزی بر یک رابطه

رفتارها و علائم رایج افراد مبتلا به BPD می تواند برای هر رابطه ای مضر باشد. با این حال، در حالی که روابط عاشقانه می تواند به ویژه برای هر دو طرف چالش برانگیز باشد، این بدان معنا نیست که آنها غیرممکن هستند.
ممکن است متوجه شوید که همه جنبه های BPD در رابطه شما منفی نیست. شرکای مبتلا به BPD می توانند به ویژه دلسوز، دلسوز و مهربان باشند. چالش این است که خلق و خوی شما یا همسرتان ممکن است ناپایدار و افراطی باشد، به این معنی که همه چیز می تواند به سرعت از خوب به بد تغییر کند.
ترس از رها شدن: یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها ترس از رها شدن است – یکی از علائم رایج BPD – زیرا این امر به ویژه در یک رابطه عاشقانه مرتبط است. افراد مبتلا به BPD حتی به کوچکترین پیشنهادی مبنی بر رد کردن، چه از اعمال و چه در گفتگو، بیش از حد فکر می کنند و بیش از حد روی آن متمرکز می شوند.
این نشانه ها می توانند واقعی یا خیالی باشند، اما یک فرد مبتلا به BPD ممکن است هنوز واکنش شدیدی داشته باشد و از شریک زندگی خود کناره گیری کند.
وسواس: وسواس، یکی دیگر از علائم BPD، بر روابط عاشقانه تأثیر می گذارد. شریک مبتلا به BPD ممکن است بخواهد تمام وقت خود را با نیمه دیگر خود صرف کند، صرف نظر از اینکه این کار عملی یا مطلوب است یا خیر.
زمانی که از شریک زندگی خود دور هستند، ممکن است گوشه گیری و تنهایی شدید را تجربه کنند. این احساسات می تواند به خودآزاری یا افکار خودکشی تبدیل شود و درخواست فضا را برای شریک زندگی چالش برانگیز کند. این رفتار وسواسی می تواند در یک رابطه سنگین شود.
طول روابط: افراد مبتلا به BPD تمایل دارند چندین رابطه کوتاه مدت داشته باشند. این به این دلیل است که آنها به راحتی آسیب می بینند و عصبانی می شوند. هنگامی که آنها تغییری در احساسات شریک زندگی خود احساس می کنند، ممکن است از ترس اینکه شریک زندگی خود اول این کار را انجام دهد کناره گیری کرده و رابطه را قطع کنند.
علی‌رغم این چالش‌ها، یک فرد مبتلا به BPD می‌تواند از روابط عاشقانه طولانی‌مدت لذت ببرد، و گام‌هایی هم او و هم شریک زندگی‌شان می‌توانند برای هموارتر کردن اوضاع بردارند.

چگونه از اختلال شخصیت مرزی در پایان دادن به یک رابطه جلوگیری کنیم؟
اگر شما یا همسرتان مبتلا به BPD تشخیص داده شده‌اید، می‌دانید که علائم و رفتارها چقدر چالش برانگیز است، به خصوص در روابط. با این حال، مهم است که بدانید با وجود چالش های BPD می توانید یک رابطه سالم و طولانی مدت داشته باشید، و تعدادی استراتژی وجود دارد که می تواند به شما کمک کند.

درمان

روان درمانی خط اول درمان است که در صورت داشتن BPD می توانید به دنبال آن باشید. درمان می تواند یک به یک باشد یا می تواند در یک محیط گروهی انجام شود. گزینه دیگری که ممکن است به خصوص برای رابطه شما مفید باشد زوج درمانی است.
دو نوع روان درمانی برای BPD توصیه می شود:
رفتار درمانی دیالکتیکی(DBT):
این رایج ترین روش درمانی برای افراد مبتلا به BPD است. درمانگر به شما یا همسرتان کمک می کند تا با قضاوت و دلیل خوب به موقعیت های عاطفی پاسخ دهید. DBT همچنین ابزارهای مورد نیاز برای کاهش رفتارهای خود ویرانگر را فراهم می کند که می تواند رابطه شما را بهبود بخشد.
درمان شناختی رفتاری(CBT) : این رویکرد برای کمک به فرد مبتلا به BPD برای تغییر باورها و رفتارهای اصلی که بر نحوه درک آنها از خود و سایر افراد تأثیر می‌گذارد مفید است. هدف این نوع درمان آسان‌تر کردن تعامل با سایر افراد و روابط است.
دارو: داروها به ندرت به عنوان درمان خط اول برای BPD استفاده می شوند. با این حال، یک پزشک یا روانپزشک ممکن است برای شما یا شریک زندگیتان دارویی برای تنظیم افسردگی، اضطراب و نوسانات خلقی تجویز کند. دارو می تواند به کاهش شدت نوسانات خلقی کمک کند و سایر مداخلات مانند درمان را موثرتر کند.
درمان در بیمارستان: در موارد شدید آسیب رساندن به خود یا افکار خودکشی، ممکن است لازم باشد که در بیمارستان بستری شوید یا شریک مبتلا به BPD خود را به انجام این کار تشویق کنید. بستری شدن در بیمارستان می تواند دسترسی به درمان و مشاهده شدید را فراهم کند، که ممکن است به دستیابی به مکانیسم های مقابله ای مهم و ایجاد یک برنامه درمانی کمک کند.

راه هایی برای حمایت از افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی

اگر با فردی مبتلا به BPD قرار ملاقات دارید، چندین کار وجود دارد که می توانید برای کمک به شریک زندگی خود و حفظ یک رابطه سالم انجام دهید.
جستجوی اطلاعات: تا جایی که می توانید درباره BPD اطلاعات کسب کنید تا بتوانید نسبت به شریک زندگی خود احساس همدردی کنید. با درک این موضوع که وقتی شریک زندگی شما یک اپیزود یا واکنش افراطی دارد، او این کار را به دلیل عصبانیت، ترس، شرم یا عدم ارزش خود انجام می دهد. این طغیان ها آنها را تعریف نمی کند. وقتی این را فهمید و درک کردید، رابطه شما محکم تر می شود.
آموزش همچنین شما را با مهارت ها و ابزارهایی که برای کمک به شریک زندگی خود برای مقابله با BPD و جلوگیری از آسیب رساندن به خود یا دیگران نیاز دارید، مجهز می کند.
ارتباط سالم را تمرین کنید: اگر با فردی مبتلا به BPD در ارتباط هستید، بهتر است از کلماتی که خشم یا ناامنی آنها را برمی انگیزد اجتناب کنید. ارتباط سالم و موثر مهم است، بنابراین با دقت به صحبت های همسرتان گوش دهید و تا آنجا که ممکن است با عشق و درک بیشتر پاسخ دهید.
هنگامی که احساس می‌کنید مورد حمله قرار گرفته‌اید، ممکن است نگه داشتن زبانتان برایتان دشوار باشد، اما یادگیری نحوه هدایت این تعاملات برای هر دوی شما مفید خواهد بود.
کمک بگیر: کمک گرفتن از یک روانپزشک یا درمانگر (به عنوان یک زوج یا جداگانه) می تواند به افراد مبتلا به BPD کمک کند تا بازتر ارتباط برقرار کنند، روابط خود را تقویت کنند و تعارضات را حل کنند. مطمئن شوید که شما و همسرتان برای این جلسات آماده شده اید، شاید با یادداشت هایی در مورد تغییرات خلق و خو و هر رفتار جدیدی که متوجه شده اید.
ارائه پشتیبانی: یک شریک با BPD نیاز به حمایت تزلزل ناپذیر، هم از نظر عاطفی و هم از نظر روانی دارد. به همسرتان بگویید که می‌دانید دوران سختی را پشت سر می‌گذارد و شما آنجا خواهید بود تا دست او را بگیرید. در حالی که وظیفه شما “رفع” چیزها نیست، فقط یادآوری شریک زندگی خود که در کنار آنها هستید می تواند فوق العاده آرامش بخش باشد.
فقط زمانی صحبت کنید که شریک زندگیتان آرام باشد: هنگامی که شریک زندگی شما یک دوره شدید BPD را تجربه می کند، بیان هر چیزی که باعث بدتر شدن احساس او شود عاقلانه نیست. قبل از اینکه یک مکالمه چالش برانگیز داشته باشید، اجازه دهید آنها ابتدا آرام شوند. برای انجام این کار، باید احساسات خود را مهار کنید و شاید به طور کلی خود را از این موقعیت دور کنید.
از سرزنش یا برچسب زدن بپرهیزید: سعی کنید اعمال و واکنش های همسرتان را به گردن اختلال او نیندازید، زیرا او احساس سرزنش و برچسب زدن می کند. انجام این کار ممکن است علائم آنها را تشدید کند و خطر آسیب رساندن به خود را در پی داشته باشد.
به یاد داشته باشید که مراقب خود باشید: کمک به همسرتان برای مدیریت شرایطش و داشتن یک زندگی عادی و سالم تا حد امکان مهم است. با این حال، به همان اندازه مهم است که خود را اولویت بندی کنید. به دنبال سیستم حمایتی خود باشید (با درمانگر خود صحبت کنید)، ذهن آگاهی و مراقبت از خود را تمرین کنید، سالم غذا بخورید و با افراد دیگر معاشرت کنید. به یاد داشته باشید که در صورت نیاز، استراحت کردن اشکالی ندارد.

خاتمه رابطه

زمانی که اختلال شخصیت مرزی به یک رابطه خاتمه می دهد، می تواند برای هر دو طرف ویرانگر باشد، اما نیازی به این نیست. اگر شما یا شریک زندگیتان BPD دارید، بدانید که امکان داشتن یک رابطه سالم و طولانی مدت وجود دارد. رابطه شما چالش برانگیز و منحصر به فرد خواهد بود، اما می توانید برای آسان تر کردن آن قدم بردارید و خود را برای مقابله با موقعیت های سخت آماده کنید. جستجوی درمان موثر برای هر کسی که BPD دارد بسیار مهم است، در حالی که شرکا باید تلاش کنند تا شرایط را درک کنند و همدردی، حمایت و آرامش را ارائه دهند.

ارتباط بین بی نظمی هیجانی و اختلال شخصیت مرزی

بی نظمی عاطفی یک علامت اشکال در سلامت روان است که شامل مشکل در کنترل احساسات و نحوه عمل شما بر روی آن احساسات است. برای اطرافیانتان، احساسات و واکنش‌های شما در مقایسه با چیزی که به آن واکنش نشان می‌دهید نامتناسب به نظر می‌رسند. این مشکل یکی از معضلات اصلی در اختلال شخصیت مرزی می باشد.

مترجم: محمد جواد خدادادی
منابع: https://my.clevelandclinic.org و https://cfhh.ca/blog

بی نظمی عاطفی چیست؟
بی نظمی عاطفی یک علامت اشکال در سلامت روان است که شامل مشکل در کنترل احساسات و نحوه عمل شما بر روی آن احساسات است. برای اطرافیانتان، احساسات و واکنش‌های شما در مقایسه با چیزی که به آن واکنش نشان می‌دهید نامتناسب به نظر می‌رسند. این مشابه است و ارتباط نزدیکی با ناکارآمدی اجرایی دارد .
وقتی احساسات خود را مدیریت یا تنظیم می کنید، می توانید احساسات و واکنش خود را هدایت کنید. اکثر مردم در کودکی یاد می گیرند که چگونه این کار را انجام دهند و با بزرگتر شدن آن را توسعه می دهند. همچنین بخش کلیدی سازگاری یا انعطاف پذیر بودن در برابر چالش ها، یادگیری و موارد دیگر است.
شما می توانید به تنظیم احساسی مانند کنترل صدا برای احساسات خود فکر کنید. هنگامی که از کنترل صدا برای دستگاهی استفاده می کنید، می توانید از بلندی بیش از حد آن جلوگیری کنید. با اختلال در تنظیم عاطفی، مغز شما نمی تواند سیگنال های هیجانی را تنظیم کند. در واقع، کنترل صدا آنطور که باید کار نمی کند، و مدیریت احساسات شما را «بلندتر» و سخت تر می کند.
نمونه ای از تنظیم عاطفی آموخته شده این است که چگونه کودکان در نهایت از عصبانیت های خلقی پیشی می گیرند. در دوران کودکی، کج خلقی طبیعی است و بخشی مورد انتظار از رشد کودک شما است. با بزرگتر شدن کودکان، عموماً یاد می گیرند که چگونه احساسات خود را مدیریت کنند. به همین دلیل است که کج خلقی کمتر می شود و در نهایت متوقف می شود.

[cycloneslider id=”3″]

بی نظمی عاطفی چگونه به نظر می رسد؟
اثرات بی نظمی عاطفی در آنچه می گویید و چگونه عمل می کنید قابل مشاهده است. برخی از نمونه‌های بی نظمی هیجانی عبارتند از:
• در کنترل خلق و خوی خود مشکل دارید و باعث می شود احساس گیر افتادگی کنید یا نمی توانید احساس بهتری داشته باشید، به خصوص با حالات و احساسات منفی مانند افسردگی، اضطراب و غیره.
• به راحتی از ناراحتی ها یا مزاحمت های کوچک ناامید می شوند.
• نوسانات خلقی.
• رفتار تکانشی.
• مانیا یا هیپومانیا.
• مشکل با احساساتی که در نحوه پیگیری اهداف و دستیابی به نتایج دلخواه دخالت می کنند.
• مستعد از دست دادن مدیریت عصبانیت.
• تحریک پذیری یا عصبانیت مداوم بین طغیانهای خشم.

چه زمانی تنظیم هیجانی مشکل ساز می شود؟
وقتی بی نظمی عاطفی شدید باشد، می تواند علائمی ایجاد کند که زندگی، روابط اجتماعی، شغل و موارد دیگر را مختل کند.

برخی از اثرات شدیدتر می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • طغیان های کلامی (فریاد، داد و بیداد، جیغ یا گریه).
  • رفتار پرخاشگرانه یا حتی خشونت آمیز (نسبت به اشیا، حیوانات یا افراد).
  • مشکل در حفظ دوستی ها، روابط یا سایر اشکال ارتباط اجتماعی.

بی نظمی عاطفی نشانه بسیاری از شرایط سلامت روان است. برخی از نمونه ها عبارتند از:
• اختلالات مخرب، کنترل تکانه و رفتار، به ویژه اختلال سلوک ، اختلال اختلال در نظم خلقی مخل و اختلال نافرمانی مقابله ای .
• اختلالات مرتبط با تروما، به ویژه اختلال استرس پس از سانحه .
• اختلالات شخصیت (به ویژه اختلال شخصیت مرزی).
• اختلال دوقطبی .
• اختلال وسواس اجباری .
• اختلالات افسردگی .
• اختلالات اضطرابی .

اختلال شخصیت مرزی چیست؟
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) مجموعه‌ای از احساسات و علائم مرتبط با وضعیت خود را تجربه می‌کنند که کنترل آن‌ها برایشان دشوار است. این بر طرز فکر و احساس آنها در مورد خود و دیگران تأثیر می گذارد. نظریه‌های روان‌شناختی مختلف بیان می‌کنند که اختلال شخصیت مرزی شامل مولفه‌های بی‌نظمی عاطفی و رفتاری است. ( لینهان، 1993).
به عبارت دیگر، BPD یک اختلال سلامت روان پیچیده است که افراد را در پیامدهای مختلف زندگی، از جمله روابط بین فردی، هویت شخصی، رفتار و احساسات تحت تاثیر قرار می دهد.

ویژگی های اختلال شخصیت مرزی
• آینه اختلال خلقی:
اختلال شخصیت مرزی یک وضعیت سلامت روانی شدید است که حدود یک تا سه درصد از جمعیت را تحت تاثیر قرار می دهد. با توجه به منابع پژوهشی موجود، تقریباً ده درصد از افرادی که در مراکز سرپایی بستری می‌شوند، با BPD تشخیص داده می‌شوند .اختلال شخصیت مرزی که اغلب به عنوان “اختلال بی نظمی” در نظر گرفته می شود، یکی از شایع ترین اختلالات سلامت روان است که از نظر بالینی تشخیص داده می شود.
• صفات: بی نظمی عاطفی یک نشانه اصلی است که در بیماران BPD مشاهده می شود. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ممکن است مشکلاتی در کنترل احساسات و رفتارهای خود داشته باشند تا جایی که نتوانند اهداف یا آرزوهای شخصی خود را دنبال کنند. علاوه بر این، آنها ممکن است متوجه شوند که نمی توانند در محیط های مختلف، اجتماعی یا موارد دیگر به طور موثر عمل کنند یا رفتار کنند.
• بی نظمی عاطفی در بیماران BPD: برخی از محققان اختلال در تنظیم هیجانی را به عنوان “ناتوانی در پاسخگویی و مدیریت انعطاف پذیر احساسات” تعریف می کنند. افراد مبتلا به BPD اغلب احساسات منفی شدیدی را تجربه می کنند که می تواند باعث شود آنها عمیقاً آسیب پذیر شوند. این آسیب‌پذیری‌ها می‌توانند به طیف وسیعی از مکانیسم‌های مقابله‌ای نامطلوب منجر شوند.

بی نظمی عاطفی چگونه درمان می شود؟
بسیاری از افرادی که اختلالات عاطفی دارند می توانند یاد بگیرند که اثرات آن را مدیریت کنند. اما درمان ها می توانند یادگیری مدیریت آنها را آسان تر کنند.
اشکال اصلی درمان عبارتند از:
. روان درمانی . همچنین به عنوان درمان سلامت روان شناخته می شود، این درمان شامل کار با یک متخصص سلامت روان است. آنها می توانند به شما کمک کنند تا بفهمید که چگونه و چرا اختلالات عاطفی را تجربه می کنید. بخش کلیدی روان درمانی، یادگیری مهارت ها و راهبردهای مقابله ای است که می تواند به شما در جلوگیری از اثرات شدیدتر اختلالات عاطفی کمک کند.
دارودرمانی. این نوع از درمان ها هم می توانند به شما کمک کنند تا مدیریت احساسات را آسان تر کنید. نحوه انجام این کار به خود دارو، شرایطی که درمان می کند و موارد دیگر بستگی دارد.
بی نظمی عاطفی شرایطی نیست که بتوانید خودتان آن را درمان کنید. شرایط و شرایطی که باعث آن می شود نیاز به یک ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی دارد تا آنها را تشخیص دهد و درمان را راهنمایی کند.
بی نظمی عاطفی همچنین می تواند با آسیب یا اختلال در فعالیت مغز رخ دهد. برخی از شرایطی که باعث اختلال در نظم عاطفی می شوند، خطرناک هستند و تعدادی از آنها فوریت های پزشکی هستند که نیاز به مراقبت فوری دارند.

عوارض یا خطرات احتمالی عدم درمان آن چیست؟
شما به طور کلی می توانید با اختلالات عاطفی خفیف سازگار شوید یا یاد بگیرید که با آن زندگی کنید و دریافت درمان می تواند کمک کننده باشد.

بی نظمی عاطفی در صورت متوسط تا شدید می تواند اثرات منفی عمده ای بر زندگی شما داشته باشد. بی نظمی عاطفی می تواند بسیاری از زمینه های زندگی را مختل کند، از جمله:
• دوستی ها و روابط خانوادگی.
• تحصیلات.
• حرفه.
در شدیدترین موارد، افراد مبتلا به اختلال در نظم عاطفی ممکن است به دلیل مشکلات در کنترل احساسات، پرخاشگر یا خشن شوند. برخی ممکن است دست به خودآزاری یا رفتارهای خودکشی بزنند . دیگران ممکن است بی پروا یا به گونه ای رفتار کنند که آنها را در معرض آسیب های جدی یا مرگ قرار دهد. بی نظمی عاطفی که شامل رفتار پرخاشگرانه یا خشونت آمیز است نیز می تواند منجر به عواقب قانونی احتمالی شود. این شامل برخورد با مجریان قانون، دستگیری یا اتهامات جنایی می شود.

چه زمانی باید اختلال عاطفی توسط پزشک یا ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی درمان شود؟
• وقتی بی نظمی عاطفی زندگی شما را تحت تاثیر قرار می دهد، صحبت با یک ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی ایده خوبی است. اگر اختلالات عاطفی شروع به ایجاد اختلال در بخش های کلیدی زندگی شما از جمله روابط اجتماعی، کار و غیره کرد، صحبت با یک ارائه دهنده بسیار مهم است.
• همچنین هنگامی که تنظیم هیجانی به طور ناگهانی ایجاد می شود، دریافت مراقبت های پزشکی ضروری است. به این دلیل که می تواند یک شاخص کلیدی از شرایط خطرناک یا حتی تهدید کننده زندگی باشد.
• اگر یکی از عزیزان به تدریج دچار اختلالات عاطفی شود، مهم است که او را تشویق کنید تا با یک ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی صحبت کند. بسیاری از شرایط مرتبط با افزایش سن مانند بیماری آلزایمر یا زوال عقل می توانند باعث اختلال در تنظیم عاطفی شوند که به تدریج ظاهر می شود. یک ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی می تواند این شرایط را تشخیص دهد و راهنمایی یا توصیه های درمانی (در صورت امکان) برای کمک ارائه دهد.

چه زمانی برای اختلالات عاطفی در کودک خود کمک بگیرید
• بسیاری از افراد با علائم اختلالات عاطفی در فرزندان خود مواجه می شوند. هنگامی که این مورد است، مهم است که به یاد داشته باشید که تنظیم عاطفی چیزی نیست که کودکان به طور خودکار رشد می کنند. زمان می برد تا آنها یاد بگیرند و در آن بهتر شوند.
• مانند همه مهارت‌ها، برخی از کودکان تنظیم هیجان را سریع‌تر یاد می‌گیرند یا در اوایل آن را بهتر انجام می‌دهند. دیگران ممکن است به کمک بیشتری نیاز داشته باشند. وقتی این مورد دوم است، با فرزندتان صبور باشید. درست همانطور که یادگیری بستن بند کفش یا دوچرخه سواری در جوانی به تمرین و تلاش نیاز داشت، یادگیری نحوه تنظیم احساسات نیز می تواند چالش برانگیز باشد. حمایت از فرزندتان می‌تواند این کار را بسیار آسان‌تر کند و تفاوت عمده‌ای در نحوه تأثیر اختلالات عاطفی بر او در طول زندگی ایجاد کند.
• اگر نگران هستید که تنظیم عاطفی فرزندتان آنطور که باید رشد نمی کند، با ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی صحبت کنید. آنها می توانند ارزیابی کنند که آیا دلیلی برای نگرانی وجود دارد یا خیر. آنها همچنین می توانند منابع یا توصیه هایی را بدون در نظر گرفتن اینکه آیا فرزند شما شرایطی مرتبط با مشکلات تنظیم عاطفی خود دارد ارائه دهند.

چه زمانی باید کمک اضطراری دریافت کرد
مهم: بی نظمی عاطفی اغلب می تواند شامل افکار و رفتارهای خودآزاری یا خودکشی باشد. اگر افکاری در مورد آسیب رساندن به خود، از جمله افکار خودکشی، یا آسیب رساندن به دیگران دارید، باید به اورژانس مراجعه کنید یا با اورژانس اجتماعی با تلفن ۱۲۳ تماس بگیرید.

و کلام آخر…..

زندگی با عزیزانی که از اختلالاتی مانند اختلال مرزی و یا عدم تنظیم هیجانی یا عاطفی رنج می برند نیازمند برخورداری از حمایت تخصصی و حرفه ای روانشناختی می باشد. به امید آسایش همه محمد جواد خدادادی